من اين دو حرف نوشتم چنان كه غير ندانست
تو هم ز روي عنايت چنان بخوان كه تو داني
به امید نگاهت ایستادن
به روی شانهایت سر نهادن
مرا خوشتر از اینها آرزویست
دهان کوچکت را بوسه دادن
جغرافياى آقايان
آقايان در سن 14 تا 17 سال مانند کشور کره شمالي هستند:قدرتی ندارند ولی مانند این کشور ادعای قدرت و سرکشی مي کنند
در سن 18 تا 19سالگى، مثل هندوستان هستند: برای زندگی کردن 4راه پيش روی خود ميبينند يا کنکور و قبولی يا سربازی به عبارت بهتر(آشخوری)یا بیشتر مواقع عاشق مشن و تا صبح واسه عشقشون شعر ميگن و یا پایان زندگی و مرگ
در سن 20 تا 27 سالگى، مانند کانادا هستند: بسيار خون گرم و مهربان اوج جوانی، زيبا و دلربا، برای هر دختری خيلی زود ويزای پزیرش صادر ميکنند..در اين دوران در تمام مدت از طرف جنس مخالف زير نظر هستن و برايشان دامهای زيادی گسترانده شده است
بين سن27 تا 32 سالگى، مانند ترکيه هستند: بدين معنا كه در دام گرفتار شده اند و فقط به حرف رئيس بزرگ که همان خانومشان باشد گوش ميدهند...پر از عشق
در سن 32 تا 40 سالگى، مثل ژاپن هستند: کاملا کاری شده اند..آينده روشن را در فعاليت شبانه روزی ميبينند
بين 40 تا 50 سالگى، مانند روسيه هستند: بسيار پهناور، آرام و بسیار قدرتمند در جامعه و به عنوان راهنما و حلال مشکلات
در سن50 تا 65 سالگى، مانند کشورهای تازه استقلال يافته شوروی سابق: با يك گذشته ى درخشان و بدون آينده
بعد از 65 سالگى، شبيه عربستان هستند: همگان فقط به خاطر مال و ثروت به آنها احترام مي گذارند
اميدواريم آقايان با خواندن اين مطلب از ما دلخور نشده باشن شده باشن هم مشکلی نیست!!
با تشکر مریم
عزیز من!جواب این را از خودت بپرس.هیچکس نمی داند تو چه میکنی و تو را نمی بیند.
آیا چیز هایی را که دیده نمی شوند تو می بینی؟آیا کسانی را که می خواهی در پیش تو حاضر می شوند یا نه؟آیا گوشه ی اتاق تو به منظره ی دریایی مبدل میشود؟آیا میشنوی هر صدایی را که می خواهی؟
می بینی هنگامی را که تو سال هاست مرده ای و جوانی را که هنوز نطفه اش بسته نشده سال ها بعد نشسته از تو می نویسد؟
هر وقت همه این ها هستی داشت و در اتاق محقر تو دنیایی جا گرفت...در صفا و پاکیزگی خلوت خود شک نکن.اگر جز این است بدان که خلوت تو یک خلوت ظاهریست!... مثل این است که تاجری برای شمردن پول هایش در را به روی خود بسته است
دل تو با تو نیست و تو از خود جدا هستی.آن تویی که باید با تو باشد از تو گریخته است.شروع کن به صفا دادن شخص خودت.شروع کن به پاکیزه ساختن خودت....
آن خلوت که ما از آن حرف میزنیم عصاره ای از صفا و پاکیزگی ماست.نه چیز دیگر.
""کتاب :دنیا !خانه من است""
و جودم از تمنای تو سر شار است
زمان -در بستر شب -خواب و بیدار است
هوا آرام شب خاموش راه آسمان ها باز..
دل بی تاب و بیآرام من از شوق لبریز است
سحر از ماورای ظلمت شب می زند لبخند..
Hasret oldu
Ayrılık oldu
Hüzünlere bölündü saatler