اگه دوست نداشتید برید شعر رو بخونید
۱ فیلم اخراجی ها و خون بازی امسال فروش خیره کننده ای داشتن اما بهتره از یه زاویه ی جدید به این دو فیلم نگاه کنیم
خصوصیت کارگردان های بزرگی مثل حاتمی و حاتمی کیا اینه که وقتی یه برگ از اجتماع رو توی کاراشون بیرون می کشن بین چهل تا شصت در صد اجتماع رو ورق می زنن اما به هر حال یه چیز مهم اینه که اون برگ رو صد در صد به نمایش می کشن اما دیدیم که این دو فیلم مخصوصا فیلم خون بازی از پس همون یه برگ هم بر نیو مدند توی فیلم خون بازی
به این فاکتور ها نگاه کنین: ۱ دختر معتادی که خانوادش بین سنت و مدرن گیر کرده این رو با لوکیشن ها به خوبی نشون داد ۲ مادری فوق احساسی ۳ پدر دائم الخمر ۴ طلاق! ۵ نامزد خوش تیپ ۶ اروپاست و حال و روز دختر رو نمی بینه ۷ دختره خیلی دوسش داره ۸ خانواده مرفه و... تمام این فاکتور ها این برگ اجتماع رو کو چیک می کرد و کوچیک می کرد ضمن اینکه فیلمنامه کاملا منفعل بود از اون چیزایی که یه دختر بچه ی ده دوازده ساله تو دفتر چه ی خاطراتش می نویسه
۲ نکته ی عجیب اینه که فیلم نامه ی این فیلم جایزه ی سیمرغ ! گرفت به نظر من استحقاق کفر چاهی برنجی رو هم نداشت! من امسال به خاطر مشغله های شغلیم تمام فیلم های جشنواره فجر رو ندیدم اما با این فرض که فیلم نامه های دیگه بهتر از این نبودن من بچه ها ی ابدی رو مستحق این جایزه می دونم
دیالوگ های اون فیلم کاملا حساب شده نوشته شده بود داستان فیلم کاملا نو بود و با نماد پردازی ها تونسته بود حدود سی در صد اجتماع رو به تصویر بکشه
۳ بازی باران کوثری بسیار عالی بود و خودش رو به عنوان یکی از زنان برتر سینمای ایران معرفی کرد اما به نظرم جهانگیر کوثری و رخشان بنی اعتماد این فیلم رو برای هدیه ی جشن تولد دخترشون ساختن چون همه چیز آماده بود برای خلق شاه کار این هنر پیشه! بش تبریک می گم و براش آرزوی موفقیت می کنم به نظرم این جایزه حقش بود
۴ نکته ی دیگه ای که تعجب من رو بر انگیخت این بود که پور سرخ نامزد کسب عنوان بهترین بازیگر مرد شد واقعا چیز دیگه ای نمی تونم بگم جز تاسف برای هیات داوران
۵ فیلم میم مثل مادر رو دیدم (شاید یه کم دیر اما به اصرار دوستان) به نظرم فیلم قوی و خوبی بود همین طور بازی گلشیفته فرهانی اگه این جور نقشا رو به یه اسب چموش تشبییه کنیم بعضیا نمی تونن سوارش شن بعضیا سوار میشن و محکم به زمین می خورن بعضیا سوار میشن و کژدار و مریض پیش می رن بعضیا توی یک یا دو تا صحنه از پسش بر میان و بعضیا مثل پرستویی کاملا سوارن با اون اسب در صحنه های فیلم جولان میدن من فکر می کنم گلشیفته فرهانی جزء دسته ی سوم بود البته تو بعضی از صحنه ها مثل صحنه ی بازگشت شوهرش کاملا به یه بازیگر مبتدی تبدیل شد در کل در میمیک چهره یکی از برترین بازیگران زن ایرانه که هر حسی رو به تماشاگر القا می کنه
۶ اما این کار ضعف هایی هم داشت یکی از بزرگترین ضعفاش این بود که می خواست با خرد کردن پدر، مادر رو بزرگ کنه به مادر فیلم به نام پدر و پدر فیلم مادر حاتمی توجه کنید...
البته با خلق نقش روبیک می خواست به پدر خرد شده ی فیلمش کمک کنه اما - نمی دونم چرا - اصلا موفق نبود
۷ضعف دیگه ی این فیلم هم این بود که زیاد شعار داد در حالی که می تونست بسیاری از اون شعار ها رو به بیننده بفهمونه مثلا اونجایی که در مورد پسرش می گفت اون انقدر خوبه که هر کس حتی یه بار باش برخورد کنه شیفتش میشه(با تصرف و تلخیص
) یا وقتی شروع کرد به گفتن میم مثل ماژور و... تا آخر فیلم که گفت میم مثل مادر انقدر گلشفته فرهانی خوب تونست می ها رو بگه که خیلی سریع دو زاری من همون جا افتاد که چی می خواد بگه اما با ادامه ی این موضوع کاملا ارزش این دیالوگ رو به صفر رسوند البته چیز هایی رو هم نگه داشت مثل ماجرای فرشته ها
۸ در مورد این سه تا فیلم زیاد حرف داشتم اخراجی ها رو که دوستان دیگه گفتند آنچه می باید یه سری چیزا رو هم یادم رفت اما چشم یادم اومد رو سر می زارم
چشمان سرخ، لرز، غروب و دلی حزین
اما وجود پاک تو یک فصل آتشین
من از اهالی تپش سنگ و آذرخش
اما تو از دیار بهاری، فقط همین
یک فصل داغ بی تو گذشت و ندیدمت
یعنی فقط امید و امید است دل نشین
بی تو تمام آینه ی هستی ام سیاه
با تو تمام آینه ها پنجره... همین!
بنگر که در کنار تو در اوج بودنم
با اینکه صد هزار غروب است در کمین
آرامش وجود تو را ارج می نهم
هستی من فدای نگاه تو نازنین
ممنون که نامه ی دل من را ورق زدی
این گونه است ثانیه هایم ولی ببین
من را زیاد منتظر پاسخت نکن
دلداده ی تبسم شیرین تو... مریم...